نامه سرگشاده استاد سالاری
سلام جناب غلامی گرانقدر
پرچم احقاق حق برافراشتید، بر تصمیم کمیته فنی تاختید ، تحصن کردید و ... بسیار خوب ! بر شما خرده نمی گیرم
چرا که حق گرفتنی ست و ...
اما سخنی گفتید و قیاسی کردید که محل گلایه شد ، و آن اینکه مسعود مصدق پور عزیز را متهم کردید:
"انتخابات فدراسیون شطرنج نزدیک است و یکی از کاندیداها در اسامی دخالت کرده است. مسعود مصدق پور که جایگزین فرزند من شد جزو رای دهندگان انتخابات فدراسیون است. نفرات انتخابی فدراسیون شطرنج که در لیست مجمع انتخابات هستند(نماینده داوران، مربیان ، ورزشکاران و باشگاهها) به طرز عجیبی چیده شدهاند. پسر من قربانی انتخابات شطرنج شده است!" این عبارات عینا سخنان شما به نقل از ایسناست.
جناب غلامی گرامی
کمیته فنی را قبول ندارید ، باشد ! این بار خود جناب شریف تان به تنهایی کمیته فنی باشید . اشکالی که ندارد؟
فقط به سخنان خودتان استناد می کنم ، فرموده اید:
چرا نباید آرین در تیم ملی باشد؟ چه کسی از او شایسته تر است؟ امسال او دو طلای آسیایی (ومن اضافه می کنم یک نقره دیگر هم ) گرفته است.... وچقدر عجیب است که شش - تاکید می کنم- شش مدال رنگارنگ طلا ،نقره و برنز مسعود را ندیده اید!
فرموده اید " ایران امسال با مدال برنز آرین نایب قهرمان جهان شد..." یاللعجب ! چگونه ممکن است فراموش کرده باشید چرا که در همان مسابقات آرین و مسعود هم اتاقی بودند ! (آه ... و صد آه ... از ما بزرگترها...) و ایران یک طلا و یک برنز کسب کرد و عجیب اینکه برنز آرین را دیده اید و مدال طلای مسعود را ندیده اید !!
فرموده اید " آرین امسال رشد ریتینگ داشته و استاد بین المللی شده است" چقدر عجیب که رشد ریتینگ و کسب عنوان استادی بین المللی مسعود مصدق پور و علاوه بر آن کسب سومین نرم استاد بزرگی اش را درنیرومندترین تورنمنت بین المللی امسال که جام خزر باشد ، ندیده اید ....
جناب غلامی گرامی
شما احتمالا حق حَقِّه مسعود مصدق پوربرای حضور در مجمع انتخابات فدراسیون به عنوان نماینده بازیکنان در جایگاه قهرمان 18 سال جهان ( که به جای خودش از بزرگترین افتخارات کسب شده در طول تاریخ شطرنج کشور است و همسنگ آن شاید سه چهار عنوان دیگر وجود داشته باشد و سابقه حضور پویا ایدنی (و دلیل حضورش) در مجمع مؤید آن است) را هم ندیده اید.
جناب غلامی گرامی
فرموده اید و به کرات هم فرموده اید که آرین با تحمل رنج و مشکلات فراوان بدون حمایت کافی وتنها با اتکا به تلاش ها و زحمات خانواده محترم تان تا بدین جا رسیده است . گویا زحمات و مشکلات و ناملایمات مسعود عزیز و خانواده اش را که تنها با اتکال به خداوند منان ، اندک بضاعت این بنده حقیر و تلاش های بی وقفه اش در میان تمامی نابسامانی ها بدین جا رسیده است را هم ندیده اید...
با شما بسیار موافقم که "حق گرفتنی ست " پس از این رو با شما سخن می گویم و انصاف را به شما و یکایک اعضای فرهیخنه جامعه شطرنج واگذار می کنم تا بدین سؤال پاسخ دهید که اگر برای پوشیدن پیراهن تیم ملی
حقی وجود داشته باشد ، مستحق تر از مسعود مصدق پور چه کسی ست؟
با مهر و احترام فراوان
مهران سالاری
