رقابت پشت پرده محجوب و قائم مقامي !
ماجرا از آنجا شروع شد كه استاد بزرگ شطرنج كشورمان در زمستان 86 تصميم گرفت تا با نابغه جهان پشت يك ميز بنشيند. قائم مقامي در حالي اقدام به رويارويي با آناتولي كارپف شطرنج باز كاركشته روسها پرداخت كه بسياري از كارشناسان شانسي براي او قائل نبودند اما بخت به شطرنج باز كشورمان رو كرد و با تكيه بر تواناييهاي بالا و انگيزه فراواني كه داشت توانست نتيجه غير قابل انتظاري را رغم بزند. احسان قائممقامي در مجموع بازيهاي فكري، نيمه سريع و سريع(برق آسا) توانست امپراتوري كارپف را با شكست روبهرو كند تا نام خود و ايران را بر سر زبانها بيندازد.همين ايده نو باعث پديد آمدن انگيزهها و فكرهاي تازه و در ادامه مشكلاتي انكارناپذير شد. در مدت زمان كوتاهي ديگر استاد بزرگ شطرنج به فكر افتاد تا نام خود را مانند قائممقامي در ميان علاقه مندان به شطرنج برجسته كند. در تابستان 88 استاد بزرگ مرتضي محجوب با بيش از 500 نفر به صورت همزمان(سيمولتانه) مبارزه كرد تا با پيروزي 80 درصدياش در اين ميدان نام خود را در كتاب ركوردهاي گينس ثبت كند، محجوب در كنار ثبت نامش در كتاب گينس توانست ركورد شطرنج باز بلغار را كه پيش از او با 300 نفر به مبارزه پرداخته بود بشكند تا اين ركورد شكني فتح البابي براي مسابقات سياسي ورزشي شود تا جاييكه نماينده رژيم اشغالگر قدس بر آن شد تا با برگزاري مسابقهاي ميان 525 نفر موفقيت استاد بزرگ ايران را در اين زمينه كمرنگ كند. اين اتفاق افتاد و بسياري از رسانههاي بيگانه شديدا به آب و تاب دادن به آن پرداختند. احسان قائم مقامي تصميم گرفت تا در اقدامي دور از انتظار اقدام به برگزاري مسابقه سيمولتانه با 604 نفر را ترتيب دهد. قائم مقامي با 604 نفر بهطور همزمان مسابقه داد و پس از گذشت 25 ساعت تلاش مستمر با 87 درصد پيروزي در حضور نماينده ثبت ركورد در كتاب گينس بار ديگر اين ركورد را به نام ايران ثبت كرد. اما فراموش نشود كه بنيانگذار اين حركت ورزشي و ثبت ركورد در ايران استاد بزرگ محجوب بود.
جالب است اشاره كنيم كه هر دوي اين ملي پوشان در غياب يكديگر به اين توفيقات نائل آمدند و حاضر نشدند يكديگر را در اين مبارزه بزرگ ياري كنند. فدراسيون نشينها هم با حمايت از هر دوي آنها به دنبال منافع خود بودند كه به اين هدف نيز دست يافتند. در حاليكه نقش اصلي را شخص رئيس فدراسيون عهده دار بود ولي متاسفانه هيچ تلاشي براي جلوگيري از ايجاد اختلافات صورت نگرفت تا امروز شاهد عميق تر شدن دلخوريها و محسوس شدن و قابل رويت شدن رفتارها، حركات و تصميمات دو ملي پوش باشيم. دو استاد بزرگي كه بيش از 15 سال در قالب تيمهاي ملي و باشگاهي در چند صد رويداد بينالمللي و داخلي در كنار يكديگر به مقامهاي بسياري رسيدند. اما اين دو يار قديمي امروز دست به هر اقدامي ميزنند تا خود را بالاتر از ديگري نمايان سازند. نمونه بارز اين اختلافات آنجاست كه مرتضي محجوب در آخرين ديدار تيم پرسپوليس برابر دانشگاه آزاد در ليگ برتر باشگاههاي كشور با بيميلي و اكراه حتي جواب دست دراز شده كاپيتان تيمش احسان قائم مقامي را بدهد. البته از قرار معلوم اين اختلافات آنقدر بالا گرفته كه به احتمال فراوان علاقه مندان شطرنج در سال آينده نميتوانند اين دوستان قديمي را در لباس يك تيم ببينند. گرچه برخيها معتقدند كه اين اختلافات كاملا شخصي است اما با اين وجود اين نگراني وجود دارد كه آينده تيم ملي و شطرنج كشور دستخوش همين اختلافات بشود و با اطمينان ميتوان گفت دامنه اين دلخوريها به اردوهاي تيم ملي و مسابقات ديگر نيز خواهد رسيد. تصميم محجوب براي برپايي مسابقاتي با حضور حدود 1000 نفر در سال آينده بيانگر آن است كه اين قصه سر دراز دارد و گويا تمام نشدني است. حال سوال اينجاست كه علاقه مندان اين رشته فكري و بهطور كلي ورزشي كشورمان تا كي بايد شاهد مسابقاتي باشند كه همراه چاشني رفاقت نيست بلكه با چاشني رقابت شخصي است؟

