جوک شطرنجی!!!
1-دريك باشگاه شطرنج يك آمريكايي وارد شد از استاد بزرگ خواست نفرات رامعرفي كند ،استاد شروع به معرفي كرد وگفت : ايشان آقاي كماي قهرمان منطقه ما هستند ، آمريكايي پرسيد چقدرطول كشيد تاقهرمان بشويد .
كمالي گفت : 4سال
آمريكايي گفت :اگر درآمريكا بوديد 3ماه طول مي كشيد
نفربعد يك استاد فيده بود وآمريكايي ازاوپرسيد چند سال طول كشيد تابه استادي فيده برسيد
استاد فيده گفت : 6سال
آمريكايي گفت : اگر درآمريكا بوديد 6ماه طول مي كشيد بعد رو به استاد بزرگ كرد وگفت : چند وقته استاد بزرگ هستيد ؟
استاد بزرگ كه ازقيافه هاي امريكايي خسته شده بود گفت :
تاديشب يك كيسه شن بودم ،صبح پاشدم ديدم استاد بزرگ شدم !!!
2-نصيحت عاقلانه :
اگر مي خواستيد به مسابقه اوپني برويد نصف آنچه فكر مي كنيد لازم است لباس برداريد ودوبرابر انچه فكر مي كنيد پول !!!
3-حسن توي رختخوابش دعا مي كرد ،كه اي خدايا كاري كن كرس قهرمان شطرنج دنيا بشه ! مادرش با تعجب پرسيد :براي چي اين دعا را مي كني ؟
گفت :چون توبرگه امتحان مدرسه شطرنج كرس را به عنوان يكي از قهرمانان جهان نوشتم .!
4-تنبل :
يك شاگرد مدرسه شطرنج اين جمله را دردفتر ثبتش نوشته بود .((دلم مي خواست جاي انسان رودخانه بودم تابراي انجام كارهايم مجبور نشوم بسترم را ترك كنم !!!
5-جزوه سفيد :
مردي يك كاغذ سفيد دستش بود ومي خواند مردي به اوگفت : اين چيست ؟
مرد گفت : جزوه شروع بازي
گفت اين كه سفيد است
مرد پاسخ داد :اينگونه هرشروعي راكه خودم مي خواهم مطالعه مي كنم .
6-اولي به دومي :چرا همه جا گفته اي كه ازشطرنج ميليونها درامد داشته اي ؟
دومي :چون مجبورم يك دليل قانع كننده براي شطرنج بازيكردنم جور كنم !!
7-داور :
به داوري درامتحان داوري گفتند :اگردر سالن مسابقه 10نفرباهم صحبت بكنند چه كارمي كني ؟
گفت :مي روم درگفتگوي انها سهيم مي شوم .
8-مشتري :
آقا من اين ساعت شطرنج رو نمي خوام
ساعت فروش :چرا؟
مشتري :راديو امروز ساعت 14 رااعلام كرد ومن ديدم اين ساعت تا 12بيشتر ندارد .
9-مربي : يكي ازمهمترين فرآورده هاي درخت چيه ؟
شاگرد : كاغذ
مربي : باكاغذ چه چيزهايي درست مي كنند
شاگرد :نمي دونم
مربي : مثلاًدفتر ثبت حركات تواز چي درست شده ؟
شاگرد : ازبرگه هاي سفيد دفتر كهنه پدرم !!
10-ترس :
اولي :چرا گريه ميكني ؟
دومي :چون مسابقه شطرنجم راواگذار كردم .
اولي :حالا چرا به خونتون نمي روي .
دومي :چون پدرم استاد شطرنجه !!1
